اسكندر بيگ تركمان

991

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

مترددين از خوف از مضرت و نقصان دواب و حصون و موهب دعاى خير و آيندگان روزگار است و از انفاقات حسنه كار خير تاريخ اين كار خير انجام است و مثوبات آن عاجلا و آجلا بلا شبهه و ريب بروزگار فرخنده آثار همايون اعلى عايد ميگردد . از مشاهير متوفىها خواجه محمد رضاى فدوى مشهور بسارو خواجه كه وزير آذربايجان بود در سفر گرجستان لقب فدويت يافت دو سه سال بود كه در ملازمت اشرف بسر برده از مقربان بساط اقدس و محرمان بزم مقدس بود شرح شمهء از احوال او در طى حالات سابقه نگاشته كلك بيان شده خواهد بود مولودش از موضع جوين قزوين است از وزارت ذوالفقار خان قرامانلو بملازمت اشرف رسيد و وزير مستقل آذربايجان گشت و از كاردانى و توفيرات اموال ديوانى روز بروز بمدارج عليا ترقى كرد و صاحب رأى و مشورت بود با شعر و شاعرى ربط تمام داشت و ببذله گوئى و شيرين بيانى در محفل همايون جليس و انيس گرديده بود . در اين سال ضعف معده طارى گشته متوجه معالجه كمتر ميشد در سفر قندهار كوفتش ازدياد پذيرفته در الكاء تون خراسان از ركاب اشرف بازماند كه بتأنى آيد در موضعى كه مدفن امام زاده بزرگوار امام زاده محمد است برحمت يزدانى پيوست و در مشهد مقدس معلى مدفون گشت خالى از علو همتى نبود و در رعايت حال و تفقد احوال آشنايان و محتاجان خود را معاف نميداشت اين بيت از اشعار او است : شعر مينهادم رخت رحلت دوش بر دوش صبا * سويت اى عمر رضا گر دسترس ميداشتم محمد صالح بيك وزير سابق شيروان است كه از رسالت ماوراء النهر آمده چند گاه در مازندران ملازم ركاب اشرف بود بمنصب وزارت و كلانترى و دار المؤمنين قم سرافرازى يافت در اين اثنا بيمارى عارض گشته در حالت بيمارى و سقم مزاج روانهء دار المؤمنين مذكور شد در راه مرض اشتداد يافته در دو منزلى قم فرمان يافت اهالى قم كه آماده استقبال شده بودند استقبال نعش كرده بروضهء مطهرهء معصومه آوردند . بيت عجب سرد آمد اين كاخ دلاويز * كه چون جا گرم كردى گويدت خيز اينجا مهلت جا گرم كردن ندادند . بيت يك لحظه بكام خويش دل را * نگذاشت زمانهء ستمكار وى تبريزى الاصل بود در خدمت فرهاد خان نشو و نما يافته ترقى كرد بعد از او بملازمت اشرف سرافرازى يافته هر چند گاه بمنصبى از مناصب ديوان مشغولى داشت بسيار مرد خليق آدمى كريم الذات سليم النفس بود و در ايام عمل با خلايق سلوك پسنديده مينمود .